محمد باقر النجفي

115

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

بدين روال ما در شناخت آيه با دو مفهوم و معنى متفاوت روبرو نيستيم ؛ بل با دو مخاطب ، يكى كسانى كه اصرار به كشتن داشتند و دوم كسانى كه بر فديه و كيف و كمّ آن نظر مىدادند مواجهيم كه هر دو گروه ، مورد خطابِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ قرار گرفته‌اند و تمنّيات اين دنيا را جستجو مىكردند . به هر حال ، همگان اتّفاق نظر دارند كه مخاطب آن ، شخص پيامبر نيست . 3 - 4 / پ : آزادى اسيران تأمّل ديگرى كه ذهن را متوجّه خود مىكند ، واكنشى است كه بعضى از مغازىنويسان و سيره‌نگاران در قبال گفته‌هاى قاطع عُمر بن خطّاب و عبداللَّه بن رواحه و سعد بن معاذ از خود نشان داده‌اند . مدارك تاريخى در اين گفته‌ها ترديدى به جاى نمىگذارد . نيز عدم پذيرش پيامبر از پيشنهاد آنها ( در خصوص كشتار اسرا ) و روىگرداندن آن حضرت از نظريّاتشان محلّ شك و ترديد نيست ؛ ولى چگونه است كه در اين ميانه ، واقدى مىگويد : « . . . و قال رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - : لو نزل عذاب يوم بدر لما نجا منه الّا عمر كان يقول : اقتل و لا تأخذ الفداء و كان سعد بن معاذ يقول : اقتل و لا تأخذ الفداء . . . » . « 1 » اين بيان دقيقاً توجيه‌كنندهء نظريّهء آن سه صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است ؛ در عين حال مخالف نظريّهء ابوبكر ، على بن ابىطالب ، . . . و در نهايت خود پيامبر اسلام است كه به عفو و گذشت از اسيران و حفظ جانشان نظر داد ؛ بل چنانچه گفتيم نسبت به رفتار نيكو با آنها ، سفارش جدّى داد . نگارنده در اين كاوش نمىتواند نتيجهء پژوهش‌هاى انجام‌يافته را به صراحت بيان

--> ( 1 ) . « اگر عذاب روز بدر نازل شود ، جز عمر كسى از آن رهايى نمىيابد ( ! ) عمر مىگفت : ( اى پيامبر خدا ! ) ( اسيران ) را بكش و فديه قبول نكن . سعد بن معاذ نيز مىگفت : بكش و فديه قبول نكن . . ؛ « مغازى » ، ج 1 ، ص 110 ، متن اصلى عربى .